شاید ببینمش...شـــــــــــــــــایــــــــــــــــــــد

خرید بک لینک

دیروز مامانم به خاطر تبریک عید فطر زنگ زد به مامانش و منم با دایی و زندایی و داداشش حرف زدم جز اون...

وقتی اون با مامانم حرف میزد بهش گفت کی میاین تهران مامانمم گفت ده روز دیگه اونم چقدر دییررر..واس چی

عجله داره ما بیایم؟؟؟خدا به خیر کنه..شایدم اصلا یه تعارف ساده بوده

قراره به خاطر کار اداری بابام بریم تهران انقدر خوشحالم که نگو...

اهان چند روز پیش تو عکس تو تلگرام دیدم تیشرت سورمه ای تنشه...این تبشرت سورمه ای یه داستانی داره...من و اون برای اولین بار چند سال پیش باهم ست کرده بودیم اونم اتفاقی شاید اون متوجه نشد ولی من متوجه شدم..تعطیلات عید هم که بعد چندماه دیدمش همون تیشرت تنش بود...

امروز.......

ما را در سایت امروز.... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 126 تاريخ: يکشنبه 11 تير 1396 ساعت: 13:12

صفحه بندی